رویابینی خودآگاهانه؛ خوب یا بد؟

شاید برای شما هم پیش آمده که در هنگام یک جلسه سخنرانی یا حتی سر کلاس درس، چشمانتان سنگین می‌شود و رفته رفته به خواب می‌روید اما ذهن شما به شدت فعال است و خودآگاهتان تا حدودی به حرف سخنران توجه می‌کند اما چطور امکان دارد هم خواب باشید و هم بیدار؟

اجازه دهید مثال دیگری بزنم. خسته و کوفته از سر کار برگشته و دلتان می‌خواهد سریال مورد علاقه‌تان را ببینید اما ظرف مدت کوتاهی از شدت خستگی بیهوش می‌شوید. احتمالا پس از بیداری شاید اصلا متوجه گذر زمان نشده باشید و ایده‌ای هم ندارید چگونه به خواب رفته‌اید. این حالات روحی، زمینه‌ساز اتفاقی به نام رویابینی خودآگاهانه است. نوعی از خواب که ذهن شما بین دو مرز خواب و بیداری مدام در تقلاست. در گذشته در وب‌سایت دیجیاتو از رویای شفاف حرف و سخن داشته‌ایم. این بار قرار است در رابطه با رویابینی خودآگاهانه مفصل صحبت کرده و به این مقوله بپردازیم که آیا این نوع خواب، تبعات منفی به دنبال دارد یا مثبت.

رویابینی خودآگاهانه





ذهن پیچیده‌ای که مدام در حال تغییر است

هنوز توانایی‌های پیچیده‌ای درون ذهن ما انسان‌ها وجود دارد که دانشمندان این قابلیت‌ها را تا به امروز به درستی کشف نکرده‌اند. به عنوان مثال ماجرای خواب و وقایعی که در زمان استراحت در مغز ما رخ می‌دهد یکی از مباحث موردعلاقه دانشمندان حوزه عصب‌شناسی است. جنیفر دامپرت، یک پژوهشگر معروف در حوزه خواب درباره فرآیند‌های خواب در مغز، مقالات متعدد و جالبی به رشته تحریر در آورده که جدیدا به فرآیند رویابینی پرداخته. فرآیندی که آن را liminal forgetful می‌نامد.

واژه Liminal به معنای فضای خالی میان دو مرز یا قلمرو است؛ چرا که دو حالت مختلف به نام‌های هیپناگوگیا (hypnagogia) و هیپنوپومپیا (hypnopompia) در تعامل با یکدیگر موجب رویابینی خودآگاهانه می‌شوند. برخلاف اسامی عجیبی که در حال حاضر با آنها آشنا شده‌اید، در طول زندگی‌تان به صورت روزمره رخ می‌دهد و از این مسئله بی‌خبر بودید.

حالت هیپناگوگیا به زمانی اطلاق می‌شود که خودآگاه می‌پذیرد تا فرد بخوابد. در حقیقت اگر این حالت ایجاد نشود، انسان از بی‌خوابی رنج می‌برد. هیپنوپومپیا اما زمانی رخ می‌دهد که خودآگاه سعی در تصویرسازی می‌کند و در مرحله بعدی، بین تصاویر مختلف، یک ارتباط منطقی برقرار می‌کند. در غیر این صورت رویا، معنایی ندارد چرا که ما زمانی رویا می‌بینیم که مغز ما علاوه بر اینکه تصاویری جلوی چشم ما قرار می‌دهد، قصه‌ای کوتاه نیز به دنبالش روایت می‌کند. جالب است بدانید حالت دوم یا همان هیپنوپومپیا در حقیقت آخرین تلاش‌های خودآگاه است تا انسان برای مدتی کوتاه هم که شده، سر به بالین بگذارد.

رویابینی خودآگاهانه

رویابینی خودآگاهانه را بیشتر زمانی تجربه می‌کنیم که بدنمان خسته و کوفته است یا زمانی که برای بیدار ماندن با ذهن خود سر جنگ پیدا می‌کنیم. به همین علت است که پس از صرف ناهار در دانشگاه، سر کلاس چرت می‌زنید، بدون آنکه اصلا متوجه این رفتار نادرست خود شوید. چون پس از صرف یک غذای مفصل، از احشای درونی دستگاه گوارش به مغز پیام ارسال می‌شود تا خون‌رسانی به معده و دیگر احشای شکم تشدید یابد. به همین سبب خون‌رسانی به سایر مناطق بدن افت کرده و این رویه منجر به پیدایش احساس خواب‌آلودگی در فرد می‌شود.

رویابینی خودآگاهانه الزاما چیز بدی نیست اما نمی‌توان این تجربه را یک استراحت سودمند دانست. به این دلیل که در زمان تجربه این حالت، امکان دارد اندام‌های فوقانی و تحتانی حرکات متعددی و غیر ارادی از خود نشان دهند.

با این حال، تجربه رویا در دو حالت هیپناگوگیا و هیپنوپومپیا می‌تواند هم لذت‌بخش باشد و هم ترسناک. این تجربه بستگی به این موضوع دارد ناخودآگاه‌تان تا به امروز اطلاعاتی را که ضبط و ثبت کرده تا چه حد با روحیات‌تان سازگاری دارد. عده‌ای فکر می‌کنند تجربه رویا تنها در مرحله حرکت سریع چشم (REM) رخ می‌دهد اما باید بدانید رویابینی در تمام مراحل خواب امکان دارد اتفاق بیفتد.

افرادی که در تجربه رویای شفاف تبحر خاصی دارند، به قدری تمرین و ممارست داشته‌اند که رویابینی خودآگاهانه‌شان در دو فاز نام‌برده رخ می‌دهد. این نوع تجربه می‌تواند خلاقیت فرد را در حل یک موضوع خاص تقویت کند.

همانطور که در مقاله رویای شفاف نیز توضیح دادیم، ثبت رویاهایتان پس از بیداری امری بسیار کمک‌کننده خواهد بود تا به ذهن خود نظم بدهید. برای کنترل بهتر رویاها توصیه می‌شود که به سمت نقاشی و طراحی نیز روی بیاورید که آشفتگی ذهنی شما به واسطه انجام این فعالیت‌ها بهتر می‌شود.

رویابینی خودآگاهانه

آیا واقعا رویابینی خودآگاهانه فرآیندی سودمند برای بدن است؟

اگر بخواهیم دقیقا حکم صادر کنیم، جواب به این سوال درحال حاضر مقدور نیست. چرا که رویای شفاف نیز تا حدودی می‌تواند مفید باشد. برخلاف رویای شفاف، liminal dream چندان مطابق میل‌مان پیش نمی‌رود. به همین دلیل از ارائه اقدامات عجیب و غریبی که در وب‌سایت‌های مختلف به آنها اشاره شده خودداری می‌کنیم. چرا که تجربه رویابینی خودآگاهانه الزاما با ممارست و تمرین افزایش نمی‌یابد. این مسئله تنها یکی از هزاران فرآیند فیزیولوژی بدن است که در حال حاضر و در زمان نگارش این یادداشت هنوز کسی نتوانسته ادعا کند چه مکانیسمی پشت این رویابینی‌ها نهفته است.

رویابینی خودآگاهانه

آیا علم ژنتیک دلیلی برای رویابینی یافته؟

دانشمندان در سال ۲۰۱۸ پاسخی برای این سوال یافتند. در پستانداران باید دو نوع ژن به نام Chrm 1 و Chrm 3 بیان شود تا چرخه REM در حیوان فعالیتش را آغاز کند. در این زمان مغز درست همانند زمان بیداری فعالیت دارد اما بدن به نوعی فلج می‌شود. به همین سبب هر عاملی که بتواند روی بیان ژن این دو فاکتور تاثیر داشته باشد، روی رویابینی موجود زنده نیز قادر است به صورت مستقیم یا حتی غیرمستقیم اثرگذار باشد. هیروکی یودا، نویسنده مسئول این پژوهش که به این کشف انجامید توضیح می‌دهد:

شناسایی هر چه بهتر ساز و کار خواب، در بهبود کیفی زندگی بشر الزامی است. به این دلیل که برخی از اختلال‌های خواب به پیامدهای متعدد و ناخواسته‌ای ختم می‌شود. با این اوصاف همچنان به مکانیسم مولکولی فرآیندهای بیو زیستی خواب ابهامات زیادی وارد است و به همین خاطر در درمان بیماری‌های مرتبط با خواب، پیشرفت حائز اهمیتی تا به امروز حاصل نشده.

رویابینی خودآگاهانه

چرا اصلا چرخه خواب در ذهن‌مان تعبیه شده؟

در کنار پرس‌هاش متعدد بی‌جواب، این سوال عجیب را نیز اضافه کنید. تقریبا همه دانشمندان این موضوع را قبول دارند که چرخه خواب در انسان به دو بخش REM و غیر REM طبقه‌بندی می‌شود. با این حال شواهدی وجود دارد مبنی بر اینکه اختلال در چرخه REM با بروز اختلال‌های عصبی مثل بیماری پارکینسون و اختلال دمانس ارتباط دارد.

یکی از دلایلی که دانشمندان با تکنولوژی و ابزار حال حاضر نتوانسته‌اند به علتِ وجود چرخه خواب در مغز انسان پی ببرند در ناقلی به نام استیل کولین است. استیل کولین در حقیقت یک ناقل عصبی رایج در بدن است که ۱۶ نوع گیرنده سلولی در مغز از استیل کولین برای انتقال پیام استفاده می‌کنند. پیگیری این ناقل عصبی در مغز مصداق بارز یافتن سوزن در انباه کاه است.

با این حال دانشمندان تلاش کردند رویه رویابینی را با استفاده از تکنیک CRISPR طی پروسه‌ تحقیقاتی پیچیده‌ای دنبال کنند. در کمال تعجب مشخص شد موش‌های آزمایشگاهی که مرحله REM را تجربه نکرده بودند، مشکل خاصی برایشان پیش نیامد. در صورتیکه این فرضیه از قدیم تا به امروز وجود داشته که چرخه خواب و رویابینی برای بقای بشر، فرآیند حیاتی و الزامی است. این موضوع تا جایی پیش رفت که یودا تصور کرده شاید عارضه جانبی خاصی در محیط آزمایشگاهی مسبب بروز این نتایج شده باشد.

با بررسی یافته‌های این مقاله جالب و بحث‌برانگیز، باید به مقوله رویابینی و خواب از جنبه دیگری فکر کنیم. شاید رویابینی واقعا پدیده‌ای اختیاری است و شاید به همین علت است که رویاهای خودمان را اغلب خیلی سریع فراموش می‌کنیم. با این تفاسیر هر انسان به طور متوسط یک سوم از زندگی خودش را در عالم خواب به سر می‌برد. آیا واقعا ما نیاز داریم در این برهه زمانی حتما رویا ببینیم؟ آیا رویابینی خودآگاهانه و چه بسا دستکاری رویا می‌تواند وضعیت روحی و روانی ما را تحت تاثیر قرار دهد؟ شاید به زودی با تبعات این دسته از پرسش‌گری‌ها مواجه شویم.

وب سایت منبع خبر : digiato

اشتراک